ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
182
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
بنشينند در حالى كه دستهايشان در پس پشت بسته شده بود . سپس باروخان با انگليسيان كه به اين كار آنها كه عليه رقيبانشان انجام گرفت اعتراضى نكردند سخن گفت . اتلام از باروخان پرسيد : چرا با ما اينقدر بدرفتارى مىكنى ؟ او پاسخ داد : بايد شما را به - اصفهان نزد شاه اشرف ببريم . اتلام از انگليسيان خواسته بود كه به باروخان بگويند كه دست كم آنها را با دست بسته نبرند . اما آقاى گيكى حاضر نبود چنين كارى را انجام دهد . در واقع در پاسخ باروخان كه از او پرسيده بود دربارهء اين موضوع چگونه فكر مىكنى ؟ آقاى گيكى گفته بود به من ربطى ندارد . خان هر كار بخواهد مىتواند بكند . 57 هلنديان ساكن نمايندگى شركت در بندرعباس خبر دستگيرى رهبران خويش را شنيدند و هر كس كه توان بر پاى ماندن را داشت مسلح شد . بقيهء اعضاى دستگير نشدهء شورا جلسهاى تشكيل داده دستور دادند كه جايگاه نمايندگى و كشتىهاى هلند براى عمليات دفاعى آماده شوند . شورا همچنين به اتفاق ستوان سلينگرلانت « 25 » و نايب - التجار گوچى با 36 سرباز هنگ پياده و پنجاه تن از مردمان بالى با شتاب هر چه بيشتر به آبادىهاى خدر و سورو رفتند تا براى آزاد سازى هلنديان اسير اقدام كنند . به كشتىها دستور داده شد كه لنگرها را برگيرند و نزديك قلعهء بندرعباس و تا آنجا كه ممكن است نزديك ساحل موضع گرفته براى نبرد آماده باشند . به آنها دستور داده شد كه گلولههاى خود را با كوبيدن قلعه ضايع نسازند بلكه براى حداكثر تأثير مستقيما شهر را زير آتش بگيرند . و با دادن هر قدر تلفات كه لازم باشد كسانى را براى تقويت پادگان شركت به ساحل گسيل دارند . اما خبرها دربارهء نيروهاى هلند و حركات كشتىها به گوش باروخان رسيد . او با تهديد فراوان به اتلام دستور داد نامهاى بنويسد و به نيروهاى تعقيب كننده گوشزد كند كه بىدرنگ بازگردند . باروخان پس از آنكه اتلام آن نامه را نوشت با شتاب خيمه و خرگاه را برچيده به سوى لار روان گشت . نامهء اتلام ، بر گوچى تأثير مطلوب باروخان را بر جاى گذاشت و او يكساعت پس از بيرون رفتن از جايگاه نمايندگى
--> ( 25 ) - Slingerland